السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
127
تفسير الميزان ( فارسي )
كه به طور ناگهانى و از جايى كه احتمالش را نمىدادند ، عذاب را بر آنان نازل كرد ، يك وقت به خود آمدند كه ديگر كار از كار گذشته و اميدى به نجات برايشان نمانده بود و به چشم خود ديدند كه چگونه از جميع وسائل زندگى ساقط مىشوند * ( « فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * . اين همان سنت استدراج و مكرى است كه خداى تعالى آن را در آيه « وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ » « 1 » خلاصه كرده است . در آنچه كه ما در باره معانى آيه بيان نموديم و همچنين در سياق خود آيه ، اگر دقت شود ، معلوم خواهد شد كه آيه مورد بحث منافاتى با ساير آياتى كه مىگويند : « فطرت آدمى بر توحيد است و به مقتضاى فطرتش مجبور به اقرار به توحيد است و روزى كه اميدش از همه سببهاى ظاهرى قطع گرديد ، خواه ناخواه متوجه خدا مىشود » ندارد . مانند آيه « وَإِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ » « 2 » . وجه منافات نداشتن ، اين است كه « باساء » و « ضراء » در آيه مورد بحث غير از باساء در اين قبيل آيات است باساء در اين آيات به قدرى ناگوار و غير قابل تحمل است كه توسل به اسباب ظاهرى را به كلى از ياد آدمى مىبرد و اما باساء در آيه مورد بحث به اين حد از شدت نيست ، به شهادت جمله * ( « لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ » ) * زيرا « لعل » براى اميدوارى است ، و اميدوار تضرع بودن غير اجبار و اضطرار به تضرع است ، و نيز به شهادت جمله * ( « وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * براى اينكه ظاهر اين جمله اين است كه مشركين از اسباب ظاهرى غافل نشدند و گرفتاريشان به حدى نبوده كه به كلى اسباب ظاهرى را فراموش كنند ، بلكه از غرورى كه در مغزشان پيدا شده بود مىخواستند با نيرو و تدابيرى كه براى رفع موانع و منافيات زندگى انديشيده بودند ، پريشانى خود را بر طرف سازند ، و همين سرگرمى به اسباب طبيعى آنان را از تضرع در
--> ( 1 ) و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند از جايى كه خودشان نفهمند استدراجشان نموده و مهلتشان مىدهيم به درستى كه كيد و گرفتن من سخت و محكم است . سوره اعراف آيه 181 ( 2 ) و چون فروگيرد ايشان را موجى همچون سايه گسترها ، در آن موقع خداى را مىخوانند در حالى كه دين را خالص براى خدا دانند ، ولى وقتى خداوند از آن موج به خشكى رهانيدشان ، بعضى از آنان بر طريقه حق ثابت مىمانند ( و بيشتر آنان آيات ما را تكذيب و انكار مىكنند ) و انكار نمىكند آيات ما را مگر هر حيله گر كفران كننده اى . سوره لقمان آيه 32